اشك ما ،باده’ ما!  ( پريسا  )  

اشك ما ،باده’ ما! آميزه اي از شعر اديب نيشابوري و جلال ا

 با صداي گرم خانم پريسا

 

همچو فرهاد بود كوه كني پيشه ما

كوه ما سينه ما ، ناخن ما، تيشه ما

بهر يك جرعه’ مي ، منت ساقي نكشيم

اشك ما ، باده’ما ، ديده’ ما ، شيشه ما

ماه من ، شاه من ،

بيا اي تاج سرم

بيا بنشين به برم!

دل به يار بي وفاي خويشتن

دادم و ديدم سزاي خويشتن

زخم فرهادو من از يك تيشه بود

او به سر زد ، من به پاي خويشتن

اگر دل مي بري جانا، روا باشد كه دلداري

ميان دلبران الحق ، به دل بردن سزاواري

دلا ديشب چه ميكردي تو در كوي حبيب من

الاهي خون شوي اي دل ، تو هم گشتي رقيب من؟؟